سديد الدين محمد عوفى
368
متن انتقادى جوامع الحكايات و لوامع الروايات ( فارسى )
به بهشت ، اما يك چيز است كه كثرت اموال تو بدان سبب اتفاق مىافتد و همانا « 1 » آنكه « 2 » شكر نعمت « 3 » آفريدگار مىگويى « 4 » و حق آن مىگزارى ، هرگاه كه تو در شكر دربندى حق تعالى در نعمت دربندد كه او در قرآن بيان فرموده است ؛ لَئِنْ شَكَرْتُمْ لَأَزِيدَنَّكُمْ وَ لَئِنْ كَفَرْتُمْ إِنَّ عَذابِي لَشَدِيدٌ . [ مردى از دوستداران برامكه هرشب به خرابههاى خانهء آنان مىرفت و ساعتى در محامد ايشان خطبه مىخواند و بر ايشان مىگريست ] حكايت ( 8 ) آوردهاند « 5 » كه در آن وقت كه امير المؤمنين هارون الرشيد مر آل برمك را برانداخت و سرايهاى ايشان خراب كرد « 6 » منادى فرمود كه هر كه ذكر خير ايشان بر زبان راند خود را از نعمت « 7 » حيات محروم گرداند . راوى مىگويد كه « 8 » : روزى به سمع امير المؤمنين رسانيدند كه پيرى هست « 9 » كه هرشب « 10 » كرسى مىبرد « 11 » و در ميان اطلال و رسوم سرايهاى آل برمك مىنهد و در آنجا مىشود « 12 » و خطبه در « 13 » محامد ايشان مىگويد « 14 » و مفاخر و مآثر ايشان بيان مىكند و ساعتى بر آن اطلال و دمن « 15 » مىگريد و باز مىگردد « 16 » . طايفهاى « 17 » برفتند و در آن اطلال پوشيده بنشستند ، ساعتى بود « 18 » خادمى بيامد و كرسى بياورد و « 19 » بنهاد . پس پيرى « 20 » بيامد « 21 » و بر آن كرسى شد و ساعتى بگريست . پس طرفى از اطراف « 22 » آل برمك بر زبان راند و
--> ( 1 ) مپ 2 : همان ( 2 ) مج : آن همانست كه تو ( 3 ) مج : نعم ( 4 ) مپ 2 : مىكنى ( 5 ) مج : در كتابى ديده شد ( 6 ) مپ 2 - و سراىهاى ايشان خراب ، مج + و ويران كرد ( 7 ) مپ 2 و مج : خلعت ( 8 ) مپ 2 و مج - وى مىگويد كه ( 9 ) مج : پيرى است ( 10 ) مپ 2 + بر ( 11 ) مپ 2 : رود ( 12 ) مپ 2 - و در ميان اطلال و . . . . آنجا مىشود ( 13 ) مج - در ( 14 ) مج : خواند ( 15 ) متن : زمين ، مپ 2 : زمن ( 16 ) مج + پس طايفه را نامزد فرمود تا بروند و در آن خرابىها مختفى شوند تا چون پير بيايد او را حاضر آرند تا حكم سياست در باب او به اقامت رسد ( 17 ) مج : چون نامزديان ( 18 ) مپ 2 : ديدند ، مج : گذشته بود ( 19 ) مپ 2 - بياورد و ( 20 ) مپ 2 - پير ( 21 ) مج : برآمد ( 22 ) مج + مدايح